احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
64
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
مجدد به اين دستگاهها به وسيلهى غذا ، دارو ، استراحت و رعايت بهداشت انجام مىپذيرد . هنگامى كه تمام دستگاههاى بدن تحت شرايط طبيعى و در سلامتى كامل به سر برند تعادل بدن برقرار است و مىتوان گفت كه مزاج و طبع آدمى سالم است ، عدم تعادل محيط داخلى ، طبع آدمى را به سوى بيمارى مىكشاند كه ظهور علائم حاصله باعث پيدايش مزاجهاى مختلف است . درد درد يكى از مكانيسمهاى محافظ بدن است ؛ زيرا موقعى توليد مىشود كه ضايعهى بافتى ايجاد شده باشد بدين ترتيب باعث مىشود كه شخص درصدد رفع عامل آن برآيد . مثلا هنگام نشستن روى پاها به مدت زياد يا تحت فشار چيزى قرار گرفتن ، به علت قطع جريان موقتى خون و تحريك عصب مربوطه درد ايجاد مىشود . محل اصلى درد به علت پيچيدگى شاخههاى عصبى و زيادى آنها بهطور دقيق مشخص نمىگردد ، مگر جائى كه از رشتههاى عصبى كمترى برخوردارند ، مثل دستها و نوك انگشتان . اينگونه دردها ممكن است در محل اصلى خود حس نشود و در جاى ديگرى محسوس شوند . مثل دردهاى انتقالى معده به سينه و قفسه صدرى ، يا انتقال دردهاى سياتيكى در اثر آسيب مهرههاى كمرى ، به پاها و زير رانها ( در صورتى كه مهرهى كمترى آسيب ببيند در زير رانها حس مىشود . ) نسوج هيستامين آزاد مىكنند و اين ماده باعث تحريك گيرندههاى حس درد مىشود . اين مادهى حساسكننده ، در هر ضايعه بافتى به وجود مىآيد ، كه باعث ايجاد درد مىشود حتى اگر اين ماده از خارج هم به بدن تزريق شود درد شديدى را ايجاد مىكند . بعضى از داروها اثر خنثىكنندگى روى مادهى دردزا دارند كه با خوردن آنها باعث تسكين درد مىشود . ( علت تسكين دردها خنثى شدن اين ماده است ) . دردهاى بدن پس از اينكه وارد نخاع شدند از آنجا به طرف مغز رفته و به ناحيهى خاكسترى آن مىرسند ، پس از گذشتن از اين مسير درد حس مىشود . طاقت افراد نسبت به درد بسيار متفاوت است . بهطورى كه بعضى كمطاقت و بعضى صبور خواهند بود ؛ لذا واكنشهاى روانى كه نسبت به درد ايجاد مىشود نمىتواند ملاك درستى براى شدت درد باشد . اين واكنشها عبارتند از اضطراب ، گريه و ناله ، افسردگى ، تهوع ، و تحريكپذيرىهاى ديگرى كه هيچكدام براى طبيب ملاك دقيقى براى وجود و عدم شدت درد نيست ، اين نشانهها مربوط به زمينهى روحى بيمار است . بيشتر دردها دور تر از محل حقيقى خود حس مىشوند ، گاهى دردهاى سطحى نقطهاى از بدن در جاى ديگرى خود را نشان مىدهند و زمانى ديگر دردهاى داخلى به سطح بدن مىرسند ، يا درد احشايى داخل شكم ، بر احشاء ديگر داخل شكم سرايت مىكند . بهطور كلى مىتوان گفت كه دردها گرچه ممكن است از يك عضو باشند ليكن مىتوانند اعضاى ديگر را تحت تأثير خود قرار دهند . براى تسكين اين دردها دارويى كه خاصيت تسكينى روى بيشتر اعضاء را داشته باشد داراى اهميت زيادى است كه خوشبختانه اين خاصيت در داروهاى گياهى موجود است و يك داروى تجويز شده گياهى علاوه بر اينكه زيانى براى بدن ندارد مىتواند بيشتر اعضاى بيمار را تحت درمان و بهبودى قرار دهد . دردهاى احشايى اعضاء مختلف دردهاى مربوط به قلب : چون قلب نسبت به ضربههاى مستقيم حساس نيست و درون قفسه سينه قرار گرفته لذا بيشتر دردهاى قلبى را بايستى مربوط به كمخونى عضله قلب دانست . اين دردها بيشتر به قاعدهى گردن ، عضلات سينه و در امتداد بازوها